« زین خلق پر شکایت گریان | ص?حه اصلی | یکی پنجره »
حکایت آن کلاغ
شهپر بال بگشود و فراز همی برفت سوی آن تپه گُه.
که مانده بود به جای،
از گذر یکی عابر،
بر کوره راهی چُنین.
نوشته شده توسط yale در ساعت
« زین خلق پر شکایت گریان | ص?حه اصلی | یکی پنجره »
شهپر بال بگشود و فراز همی برفت سوی آن تپه گُه.
که مانده بود به جای،
از گذر یکی عابر،
بر کوره راهی چُنین.
نوشته شده توسط yale در ساعت