« يك روز گذشت. | ص?حه اصلی | و در اين تنهايي »
رطوبت عرق و خون
که بر سينه هات بنشسته برف،
شيري رنگ.
زيباي بکر!
چگونه شب را روز مي کني،
در انتظار بوسه اي،
که بشکفد شکوفه سربسته به پستانت؟
زهي شيرخواره کودکم من.
درياب.
نوشته شده توسط yale در ساعت
نظرخواهی
yC4FXK hmL40Mdg41UrgAs6a
نویسنده: barner در ساعت 26 شهریور 1387 3:43 قֽظֽ